مملکتی که ف ا ح ش ه خانه نداشته باشد "تمام مردانش" از سر نیاز ادعای عاشقی میکنن...!
بقول بهـــــــــــــــروز وثوق :
یه مـــــــــــــــرد نشونم بدین خودم برم زنـــــــــــــــش بشم...

ما نسلے هستیم که نه به
پدرمان رفتیم نه به
مادرمان ..
ما به فنا رفتیم ..

نسلے هستیم که نه ازدواج کردیم نه به جنگ رفتیم ولے همه بے عصابیم و موجے..!

نسلے هستیم که از بیرون تحریم شدیم .!
از داخل فیلتر .!
هم از دزد میترسیم هم از پلیس !!

حیف شد ...
این بود دنیایے کہ برای آمدنش به شکم مادرمان لگد میزدیم ...

کارمون از فرهنگ سازی گذشته

باید کلا منقرض شیم یه نسل جدید بیاد

یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 0:22 |- میلاد -|

سلام 

سلام ابجی مهرنوش اینکه اسم نمیارم دلیل بر فراموشی نیست.مرسی که بهم سر میزنی

یه بنده خدایی امده نظر گزاشته نوشته تو یه ادم گه بیش نیستی.عزیزم قرار نیست که همه مثه تو خوب باشند.اصلا قرار نیست من با همه خوب تا کنم.نظرتا تایید کردم.مرسی که نظر گزاشتی 

منا لینک کنید با اسم وبلاگم.نیکی و پرسش؟

همین 

جمعه بیست و هفتم تیر 1393 0:19 |- میلاد -|

سلام

دلم خیلی تنگ شده واسه وبلاگ قبلیم ک هر روز آپ داشتم :(

اما هک شد

چشم نداشتند ببینند ک شما ها به من سر میزنید :-D

خب چون بعضی از دوستان نظر گذاشتند و آدرس نزاشتند اینجا جواب میدم

یکم حوصله هیچ کسا ندارم

چون مهدی؛داداش زن داداشم تو تصادف کشته شده.یه پسر خیلی خیلی دوست داشتنی وگل :(

خوب

اول از یالان دنیا تشکر میکنم ک اصلا نزاشته وبلاگم خاک بخوره :-d

رویا خانوم هم ک نمیدونم کیست :) خیلی به داداشش ک من باشم لطف داره.بازم به من سر بزن :-D بیا یه آدرسی بزار حداقل :-$

دختر بارونی بخدا من اصلا اینجا تبودم همش دانشگاه بودم و خوابگاه.میدونم دیره اما تولدت مبارک

فازی اییییییییییییییییییییی لاااااااااااااااااااو یوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو توووووووووووو


دوشنبه نهم دی 1392 21:46 |- میلاد -|

ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻫﻮﺱ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ!

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺳﻢ ﻫﻮﺱ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!

ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻫﻮﺱ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﻫﻮﺱ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ

ﻫﻮﺱ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ

ﻫﻮﺱ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ

ﻫﻮﺱ ﻋﻄﺮ ﺗﻦ ﺗﻮ

ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻫﻮﺱ ﺩﯾﮕﺮ ...

ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻫﻮﺱ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ!

ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﻓﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛

ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ!

ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮﺍﻡ ﻭ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻦ

ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻮﺱ ﻫﺎﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ...

دوشنبه چهارم شهریور 1392 22:19 |- میلاد -|

دلـم گرفتــه اسـت یــا دلـگیــرم یـا شایـد هـم دلـم گیـر اسـت
نمــی دانــم …
اصـلاً هیــچ وقـت فــرق بیــن اینــها را نفهـمیــدم
فقـط مـی دانـم دلـم یـک جـوری مـی شـود
جــوری کـه مثــل همیــشـه نیــسـت
دلـم کـه اینـطــور مـی شـود ، غصـه هـای خــودم کـه هـیچ ، 
غصـه ی همــه ی دنیــا مـی شـود غصـه ی مـن
بعــد دلــم بـدجــور غروب زده میشود

سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 23:21 |- میلاد -|

ϰ-†нêmê§